سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

...بسم رب المهدی...

در آغـــوش گرفتـــ ه انـــد و مے آینـــد

آرام و آهستـــ ه

صـــداے ♥استخـــوان♥ هـــا درد را بیشتـــر میکنـــد

بغـــض هـــا سنگیـــن میشونـــد

آنقـــدر ایـــن حجـــم کوچـــک سنگیـــن میشـــود کـــ ه قافلـــ ه را بـــ ه زانـــو مے انـــدازد

هنـــوز کـــ ه هنـــوز اســـت در مقابـــل ♥استخـــوان♥ هـــاے بے ســـر شمـــا لال مانـــده ام

و در زنجیـــر بے پـــلاک


چقـــدر(گمنـــامے)خودتـــان را بـــ ه رخمـــان میکشیـــد

 

c2644769bf00ecbb0f54e820f051f5a5-300.jpg 

اللهم ارزقنا رویت قائم ال محمد


[ چهارشنبه 91/9/29 ] [ 9:47 عصر ] [ صاعقه ] [ نظر ]
...بسم رب المهدی...

 

می خواستم از این روزهای غرق در ماتم بنویسم ،اما بغض امانم نداد ...

می خواستم از حسین(علیه السلام) و از وسعت بی انتهایش بنویسم ،اما پرده ی اشک چشمانم را پوشاند ...

می خواستم از عباس علمدار (علیه السلام) و از مردانگی بی مثالش بنویسم ،اما دستهایم از شرم دست های بریده اش ،توان نوشتن نداشت ...

مگر می شود این همه بزرگی را به تصویر کشید ؟

مگر می شود این همه زیبایی را به قلم درآورد ؟

مگر می شود این همه صبر و استقامت را دید و از خود بی خود نشد ؟

الله اکبر از این همه عظمت ... از این همه استقامت و فداکاری ... از این ایمان راسخ ...

آیا براستی این رمز عظمت عاشورا نیست که تنها در نیمی از روز، چنین تابلوی زیبا و بی بدیلی خلق می شود ؟

آیا این رمز جاودانگی حسین (علیه السلام) و یارانش نیست که در دشت نینوا ،اینگونه خوبیها، صبوری ها، وفای به عهد ها و پایمردی ها در هم می آمیزد ؟

آه ای زینب (سلام الله علیها) عزیز ،

چه کشیده ای این روزها ؟

چه صبوری ها که نکرده ای ... چه مصیبت ها که ندیده ای ... چه جسارت ها که تحمل نکرده ای ...

به فدای قامت خمیده و دل رنج کشیده ات ...

با چه جسارت بی مانندی بار امانت را به دوش کشیدی و به مقصد رساندی ...

saeghe

چه خوش درخشیدی از پس این ابرهای شک و تردید ...

چه بی مهابا امانشان ندادی با کلام بلیغ ات ...

تبارک الله ، شیرزن دشت نینوا ...

مرا دریاب، بانوی من ...

سلام مرا بپذیر ... سلام مرا به پاک ترین ِ اهل زمین برسان ...

 

و سلام بر تو ای بانوی کوچک بابا ! سلام بر زخم های بی شمار پاهایت ...

 

رقیه جان ! سلام بر تو که بابا را به راستی دو بخش یافتی؛ بخشی بر روی نیزه ، بخشی به روی صحرا ....

سلام بر تو ای حسین (ع) ، ای وسعت بی انتهای عشق و آزادگی ...

سلام بر تو ای حسین (ع) و بر روانهای پاکی که بر آستان تو فرود آمدند ...

سلام بر تو ای علی اکبر (ع) و بر جوانی پر صلابت ات ...

سلام بر تو ای علی اصغر (ع) و بر تشنگی پر حرارت ات ...

سلام بر تو ای ابوالفضل (ع) و بر مردانگی بی مثال ات ... سلام بر ادب و وفایت ای بزرگمرد ...

سلام بر تو ای زینب کبری (س) ...

سلام مرا بپذیر ، بانو ... سلام مرا بپذیر ...

 

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد

 


[ شنبه 91/9/18 ] [ 1:12 عصر ] [ صاعقه ] [ نظر ]

...بسم رب المهدی...

  آقا اجازه ؟ شعر من هست آب بابا

یادش بخیر... من ، کودکی و تاب ، بابا...

آقا اجازه ؟ درد دلهایم زیاد است

مادر نشسته گوشه ای بیتاب ، بابا

بر روی تختش ، خس خس سینه و دردی...

من هم صدایش میزنم... با... ، باب... ، بابا...

آقا اجازه ؟ درس ها را خوب حفظم

درسی که یادم هست از خوناب ، بابا

آقا اجازه ؟ ((ش)) شبیه شیمیایی...

راهی این جنت شد از این باب ، بابا

آقا اجازه ؟ ((د)) شبیه یک دلاور

چیزی که مانده از تنش یک قاب ، بابا...

جانباز تمثال وفاداریست آقا

بهر شهادت می شود بی خواب . بابا...

زخم تنش در آسمان چون آفتاب است

شب ها همیشه می شود مهتاب . بابا...

زخمی ترین شعرم فدای تار مویش

با هر دمش دریا شود گرداب . بابا...

آقا اجازه دست هایم درد دارد

از این جریمه های سخت آب بابا...


سید حامد رحمتی

saeghe

اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد


[ شنبه 91/5/21 ] [ 4:23 عصر ] [ صاعقه ] [ نظر ]

...بسم رب المهدی...

در جواب به بی حرمتی شاهین کافر
مهدی بیا دلم دوباره خون شد
جریحه دار دشمن زبون شد

یه عده حرمت رو نگه نداشتن
پا به روی اعتقادات گذاشتن

در آتش خدا همگی سوختن
به شهرت و پول همه چی فروختن

قسم به غیرت امام علی
بوده دل شیعه گنبد نقی

نقی خودش مظهر عدل و داده
خوش به حال اونکه دل به او داده

وای به آنکسی با او درافتاد
هرکه درافتاده بدون ورافتاد

بگو به اون (شاهین)مرتدو رذل
بشی دچار غضب ابوالفضل

قسم به اون امامی که غایبه
قتل تو بر بچه شیعه واجبه
 
(بهلول حبیبی زنجانی)

درد دل یا مولاتی یا رقیه با شاهین:

به پدر پسری توهین کردی که کمرش از داغ فرق شکافته.میخ در.جگر پاره پاره.سر بر نیزه و...هتک حرمت به اجداد و پدرش شکسته شده و اشکش...

به پدر پسری توهین کردی که اشکاش برای من و تو وامثال من و تو بوده...و دستهایش رو به اسمان بلند نشد مگر برای دعا...دعا برای من و تو...

اقا جون....یا صاحب الزمان....شرمندتیم مولا.

    شرمندتیم................

(yamolatiyaroghayeh.blogfa.com)

    اللهم ارزقنا رویت قائم ال محمد


[ شنبه 91/2/30 ] [ 8:14 عصر ] [ صاعقه ] [ نظر ]

...بسم رب المهدی...

به یاد شهدایی که عاجزانه از خداوند درخواست می نمودند که
پیکرهاشان در کوهها و بیابانها غریبانه و مظلومانه بر زمین بماند
تا مقتدای راستین صدیقه اطهر سلام الله علیها باشند.
پیکرهای مطهری که بدنهای قطعه قطعه شان همچون سرور شهیدان،
حضرت ابی عبدالله الحسین علیه السلام در بیابانها باقی ماند
تا سندی شود بر مظلومیت یاران خمینی.
 
تقدیر حقیقی جهان در کف مردانی است که پروای نام ندارند. آنان از گمنامی خویش کهفی ساخته‌اند و در آن پناه گرفته‌اند.
کهفی که آنان را از تطاول دهر مصون خواهد داشت. اصحاب کهف خود را از تعلقات رهانده اند و اینچنین، ننگ تعلقات نیز دامان آنان را رها کرده است.
- مردان حق اهل شهرت نیستند.
شهید سید مرتضی آوینی
  

من خیلی دوست داشتم که در این عملیات(خیبر) شهید شوم و جسدم در کنار مفقودین بماند و جنازه‌ام برنگردد. وا... آرزوی دیرینه‌ام نیز همین بوده که اگر شهید بشوم، سرگذشتی از زندگی من و نشانه‌ای از جنازه من و یا هیچ خبری از اینکه زنده یا مرده هستم برنگردد.
شهید مهدی زین الدین
 
- خوش دارم که مجهول و گمنام، به سوی زجردیدگان دنیا بروم، در رنج و شکنجه آنها شرکت کنم، همچون سربازی خاکی در میان انقلابیون آفریقا بجنگم تابه درجه شهادت نایل آیم.
خدایا من آمده ام با همه وجودم،...من چیزی از تو نمی خواهم من سربازی گمنامم، من درویشی سر و پا برهنه ام و هنگامی که چشم از جهان فرو می بندم می خواهم هیچ چیز نداشته باشم.
خوش دارم هیچ کس مرا نشناسد هیچ کس از غمها و دردهایم آگاهی نداشته باشد هیچ کس از راز و نیازهای شبانه ام نفهمد هیچ کس اشکهای سوزانم را در نیمه های شب نبیند هیچ کس به من محبت نکند هیچ کس به من توجه ننماید
شهید مصطفی چمران

 

من هجده سال در میان شما زندگی کردم. از شما و مسؤولین میخواهم که اگر من شهید شدم، بر سنگ مزارم هیچ گونه اسمی ننویسید، فقط یک سنگ صاف بگذارید. از شما میخواهم که به این وصیتم عمل کنید.
شهید مسعود خردمند
  
بگذارید پیکر تکه تکه ام، در کربلاهای جنوب و غرب کشور، با بادهایی که بوی رشادت و حماسه آفرینی می دهند به دست امام عصر به خاک سپرده شود. زیرا که اصل روح ماست که به معشوق خود الله می رسد...
شهید مصطفی کاظم زاده
 
خدایا معبودا دوست دارم مظلوم کشته شوم و در راهت پودر شوم  و اثری از من نماند . این خواهش من اما تو ، تو هر چه خواستی انجام بده.
شهید محمد رضا احمدی
 
روی سنگ قبر سفیدم با رنگ سرخ فقط این کلمه را بنویسید: بسیجی و بس چرا که می خواهم مثل شهدای گمنام باشم.
شهیدی گمنام
 
به روی سنگ قبرم اسمم را ننویسید، می خواهم همچون دهها شهید دیگر گمنام باقی بمانم؛ اگر خواستید فقط این جمله را بنویسید: پرکاهی تقدیم به آستانه کبریایی الله                          
شهید غلامرضا صفا
 
وصیت نمود که بر روی سنگ قبرم با انگشت روی سیمان جز این چیزی ننویسید:
پر کاهی تقدیم به آستان قدس الهی
شهید بهمن درولی
 
دیگر نمی‌خواهم زنده بمانم، من محتاج نیست شدنم، من محتاج تو هستم، خدایا! بگو ببارد باران، که کویر شوره‌زار قلبم سالهاست، که سترون مانده است، من دیگر طاقت دوری از باران را ندارم، خدایا دوست دارم تنهای تنها بیایم ، دوست دارم گمنام گمنام بیایم، دور از هر هویتی، خدایا! اگر بگوئی لیاقت نداری، خواهم گفت:«لیاقت کدامیک از الطاف تو را داشته‌ام، خدایا دوست دارم سوختن را، فنا شدن را ، از همه جا جاری شدن را، به سوی کمال انقطاع روان شدن را... 
شهید احمدرضا احدی
 
خدایا! خوش دارم گمنام در کربلای ایران جان دهم و جسدم در کربلای خوزستان بپوسد تا جایی از این زمین را اشغال نکنم.
شهید خدا رحم شمس الدینی
 
می‏خواهم مثل مادرم فاطمه زهرا(س) گمنام باشم. می‏خواهم جسدی نداشته باشم. کسی برایم چلچراغ نگذارد، کسی مراسمی نگیرد.
شهید سیدابراهیم تارا
 
گریه فقط برای مظلومیت امام حسین (ع) و همه امامان و همه ائمه معصومین و برای شهدای گمنام که هیچ مزاری ندارند گریه کنید و اگر سر مزار من آمدید اول شهدای گمنام و شهدای 72 تن سر مزار آنها بروید و اگر هم وقتی باقی ماند بر سر مزار من بیائید.
شهید عماد بزگان
 
دوست دارم تشنه و گمنام شهید شوم.
شهید یوسف دمیرچلی
 
خدایا! مگر غیر ازاین‌ است‌ که‌ بدن‌ ما برای‌ مردن‌ آفریده‌ شده‌؛ پس‌ دوست‌ دارم‌ که‌بدنم‌ طوری‌ قطعه‌ قطعه‌ شود و بدنی‌ برای‌ من‌ باقی‌ نماند تا اینکه‌قسمتی‌ از زمینی‌ را به‌ عنوان‌ قبر اشغال‌ کنم‌ که‌ بعدها بگویند، او درراه‌ خدا کشته‌ شده‌ است‌. دوست‌ دارم‌ که‌ برای‌ همیشه‌ مفقودالجسدبمانم‌، مثل‌ خیلی‌ از مفقود الجسدها، مثل بی بی دو عالم، فاطمه – سلامالله علیها- که بعد از گذشت بیش از سیزده قرن هنوز قبری ندارد و مفقود الجسد است.
شهید احمد اسماعیل تبار
 
بگذارید گمنام باشم که به خدا قسم گمنام بودن بهتر است از این‌که فردا افرادی همانند شما وصایایم را شعار قرار دهند و عمل را فراموش کنند، این موجب آزردن روح ما شهدا می‌شود.
طلبه شهید رضا دهنویان
 
خوش دارم وقتی که شهید شدم جسد من را پیدا نکنند تا دیگر یک وجب از خاک این دنیا را اشغال نکنم.
شهید محمّد باقر مشهدی عبادی
اللهم ارزقنا رویت قائم آل محمد

[ سه شنبه 90/12/16 ] [ 3:0 عصر ] [ صاعقه ] [ نظر ]
   1   2   3      >
درباره وبلاگ

بیاد شهدای گمنام!!! برای بچه های تفحص و برای آنهایی که به دنبال گمشده ی خود می گردند هیچ لحظه ای زیباتر از لحظه ی کشف پیکر شهید نیست. اما زیباتر از آن لحظه ای است که زیر نور آفتاب یا چراغ قوه پلاکی بدرخشد. در طلاییه وقتی زمین را می شکافتیم پیکر مطهر شهیدی نمایان شد که همراه او یک دفتر قطور اما کوچک بود ؛ شبیه دفتری که بیشتر مداحان از آن استفاده می کنند. برگ های دفتر به خاطر گل گرفتگی به هم چسبیده بود و باز نمی شد . آن را پاک کردم . به سختی بازش کردم بالای اولین صفحه اش نوشته بود: عمه بیا گمشده پیدا شده!
لینک دوستان
امکانات وب