سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا



.:: بِسمِ اللهِ الرَّحمــنِ الرَّحِیـــمِ ::.

به نام خداوند بخشاینده ی بخشایشگر



*مناجاتی کوتاه و در سه جمله از مولای دو عالم ، امام علی ابن ابیطالب(علیه السّلام):

اِلهى کَفى بى عِزّاً اَن اَکُونَ لَکَ عَبداً وَکَفى بى فَخراً اَن تَکُونَ لى رَبّاً ، اَنتَ کَما اُحِبُّ فَاجعَلنى کَما تُحِبُّ .

خدایا این عزّت مرا بس است که بنده ی تو باشم

واین افتخار برایم بس است که تو پروردگار منى ،

تو چنانى که من می خواهم مرا آنچنان کن که تو می خواهى .


*امام على علیه‏ السّلام همچنین فرمودند :

اِنَّ اللّه‏َ تَعالى اَنزَلَ کِتاباً هادیاً بَیَّنَ فیهِ الخَیرَ وَ الشَّرَّ، فَخُذوا نَهجَ الخَیرِ تَهتَدوا وَ اَصدِفوا عَن سَمتِ الشَّرِّ تَقصِدوا؛

خداى تعالى کتابى راهنما فرستاد و در آن خوب و بد را روشن ساخت. پس راه خوبى را پیش گیرید تا هدایت شوید و از راه بدى دورى جویید تا به مقصد برسید.

نهج البلاغه، خطبه 167



*ملّت‌های مسلمان محتاج به این هستند که قرآن به میان آنها برگردد و این جز با عمل به قرآن امکان پذیر نیست.

رهبر معظّم انقلاب امام آقا سیّد علی خامنه ای(دام ظلّه البارد) 

  .:: سُبحَانَکَ یَالااله اِلا اَنت ، اَلغَـوث ، اَلغَـوث ، خَلِّصنَا مِنَ النَّارِ یَارَبِّ ::.  


آزرده طعم دورى از یار را چشیده

روى سحر قدم زد با کسوت سپیده

 

روى زمین قدم زد با آسمان سخن گفت

از ابرها بپرسید از گفته و شنیده

 

مى‏رفت سوى مسجد امّا نه مثل هر شب

چون عاشقى که وقت وصل دلش رسیده

 

تکبیر گفت و الحمد تا انتهاى سوره

بهر رکوع خم شد با قامتى خمیده

 

بر خاست از رکوع و آرام رفت سجده

اشک خداست این که روى زمین چکیده

 

تیغى فرود آمد کعبه شکست و تسبیح

محراب ماند و تیغى کاین کعبه را دریده

 

او سجده کرد امّا سر بر نداشت دیگر

سجده به این طویلى مسجد به خود ندیده

 

کعبه شکست برداشت امّا نه بهر میلاد

نزدیک شد زمان دیدار یک شهیده

رضا جعفری

  در شب های احیاءِ پیش رو التماس الماس ناب دعا. 


اَللّــهُمَّ عَجِّل لِوَلِیِّـــکَ الفَــرَجَ.

اَللّــهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّـــدٍ وَآلِ مُحَمَّـــدٍ وَ عَجِّــل فَرَجَــهُم وَ فَرَجَنَــابِهِــم.


[ پنج شنبه 90/5/27 ] [ 7:34 عصر ] [ ] [ نظر ]
درباره وبلاگ

بیاد شهدای گمنام!!! برای بچه های تفحص و برای آنهایی که به دنبال گمشده ی خود می گردند هیچ لحظه ای زیباتر از لحظه ی کشف پیکر شهید نیست. اما زیباتر از آن لحظه ای است که زیر نور آفتاب یا چراغ قوه پلاکی بدرخشد. در طلاییه وقتی زمین را می شکافتیم پیکر مطهر شهیدی نمایان شد که همراه او یک دفتر قطور اما کوچک بود ؛ شبیه دفتری که بیشتر مداحان از آن استفاده می کنند. برگ های دفتر به خاطر گل گرفتگی به هم چسبیده بود و باز نمی شد . آن را پاک کردم . به سختی بازش کردم بالای اولین صفحه اش نوشته بود: عمه بیا گمشده پیدا شده!
لینک دوستان
امکانات وب