سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا

 
بسم االله الرحمن الرحیم
انا لله و انا الیه راجعون
بیست و سوم محرم الحرام سالگرد بمب گذاری در حرمین عسکریین علیهما السلام به پیشگاه حضرت ولی عصر عجل الله تعالی فرجه الشریف و شما تسلیت باد
شهر تو ای حجت اثنا عشر ویران شود                 ساحل امواج ما از این و آن طوفان شود
گرتو باشی در مدینه قاتل شیطان دین                 سامره نیکو و آنگه دشمنت حیران شود

 
عکسهای بازسازی حرمین شریفین
ضریح موقت امامین عسکریین (ع)
 
 
 
 
داخل ضریح موقت امامین عسکریین (ع) و حضرات نرجس خاتون و حکیمه خاتون مادر و عمه امام زمان (عج) از نمای بالا
 
 
تصویر قبور منور ائمه اطهار از داخل
 
 
 
 
تصویر قبور منور از نزدیک
 
 
 
قبر منور حضرت نرجس خاتون مادر مکرمه امام زمان (عج)
 

[ یکشنبه 87/10/29 ] [ 5:6 عصر ] [ ] [ نظر ]


[ شنبه 87/10/21 ] [ 8:4 عصر ] [ ] [ نظر ]

بسم الله الرحمن الرحیم
سیاه پوش شدیم، یاد مسجد محل افتادیم! گریه کردیم – بماند که گریه هامان برای خودمان بود و حسین بهانه!-  مثل هر سال بر تشنگی حسین گریه کردیم، برای غریبی اش، برای مظلومیت اش! و باز از امروز... روز از نو روزی از نو! از حالا تا 360 روز دیگر نه کسی زینب می شناسد و نه کسی می داند حسین چه کار کرد! از کربلا و عاشورا همین را یادگرفتیم که 5 روز عزاداری کنیم و در ازای این 5 روز به اندازه 50 سال از خدا انتظار داشته باشیم!
زیارت عاشورا می خوانیم و صد لعنت می فرستیم بر کسانی که حسین را کشتند، بر کسانی که قاتلان را یاری کردند و بر کسانی که ندای "هل من ناصر ینصرنی" را شنیدند و انگار کردند که نشنیده اند! فقط و فقط یادگرفتیم که بخوانیم! بدون اینکه بدانیم خواندن جمله به جمله این دعا برای مان چه مسئولیت عظیمی می آورد.
وقتی آن مرد عرب در پاسخ دعوت حسین اسب و شمشیرش را پیشکش کرد در ازای جانش! امام نگاهش کردند و فرمودند: آن قدر از این جا دور شو که صدای ما را نشنوی... که هر کس صدای ما را بشنود و به خون خواهی ما برنخیزد، به خدا قسم جایش میان آتش جهنم است راستی اگر ما جای آن مرد عرب بودیم، اسب و شمشیرمان را پیشکش می کردیم؟! هر چند آن عرب بعد از شنیدن حرف امام یکی از شهدای بزرگ کربلا شد و همسرش یکی از اسرا..
پنج روز بر سر و سینه می زنیم به خاطر مظلومیت حسین، مگر حسین مظلوم بود؟! مگر آزاد مردی را که برای مولای بر حق اش قیام کرده مظلوم می توانی اش نامید؟!
در حیرتم از مردمی که خود در اسارت زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزاده زیست!*
حسین مگر غریب بود در میان آن همه فرشته فرود آمده از بهشت که بر روح پاکش درود می فرستاند، که داشتند معنای سجده ی نخستین اشان را با دل و جان درک می کردند! بر غریبی حسین می گرییم؟!
از تمام عاشورا همین ها را آموختیم و دو قطره اشک بهای آموختن مان بر جای گذاشتیم، که آن هم به امید هزار آرزوست!
عاشورایی که واقعه ی  تاریخی بود و حقیقتی فرا تاریخی... واقعه اش را به هزار روایت شنیدیم و حقیقتش را در نیافتیم که اگر درک اش می کردیم... سلام پایان نماز ظهر عاشورا، سلام دوباره مان می شد و آغاز بی پایان مردانگی! که 365 روز را با حقیقت عاشورا می زیستیم و 5 روز را با واقعه ی عاشورا.
به خداوندی خدا قسم، عاشورا یک روز و دو روز نیست، عاشورا 365 روز است، عاشورا 1400 سال است. به صبوری اش قسم پیام عاشورا تشنگی و تنهایی و غربت حسین نیست، حسین باید زنده بماند در روحمان نه تشنگی اش در یادمان! که:
حسین بیش از "آب" تشنه ی"لبیک" بود، افسوس که به جای افکارش، زخم های تنش را نشان مان دادند و بزرگترین درد او را تشنگی معرفی کردند!
*************************
پ.ن:ای دختر علی، ای خواهر!
ای که قافله سالار کاروان اسیرانی، ما را نیز در پس این قافله با خود ببر*. چرا که امروز وظیفه ی ما نه! جنگیدن در رکاب حسین، که ماندن و ادامه دادن راه اسراست...
* دکتر علی شریعتی.
* اگر حسینی بودیم این با بی غیرتی تمام نظاره گر کشتار مردم غزه نبودیم و با یک تاسف و یک اشک بار مسولیت از دوش بر نمیداشتیم ....


[ پنج شنبه 87/10/19 ] [ 12:24 عصر ] [ ] [ نظر ]

  یاابا عبدالله،یاسیّد الشّهداء،یا لیتنا کنّا معک،فنفوز فوزاً عظیماً  
خون

نى نامه‏

خوشا از دل نم اشکى فشاندن‏
به آبى، آتش دل را نشاندن‏

خوشا زان عشقبازان یاد کردن‏
زبان را، زخمه ی فریاد کردن‏

خوشا از نى، خوشا از سر سرودن‏
خوشا نى نامه‏اى دیگر سرودن‏

نواى نى، نوایى آتشین‏ست‏
بگو از سر بگیرد، دلنشین‏ست

نواى نى، نواى بى نوایى‏ست‏
هواى ناله‏هایش نینوایى‏ست‏

نواى نى، دواى هر دل تنگ‏
شفاى خواب گل، بیدارى سنگ‏

قلم، تصویر جانکاهى‏ست از نى‏
عَلم، تمثیل کوتاهى‏ست از نى‏

خدا چون دست بر لوح و قلم زد
سرِ او را به خطّ نى رقم زد

دل نى، ناله‏ها دارد از آن روز
از آن روزست نى را ناله پرسوز

چه رفت آن روز در اندیشه نى‏
که این سان شد پریشان بیشه نى؟

سرى سرمست شور و بى قرارى‏
پر از عشق نیستان سینه او

غم غربت، غم دیرینه او
غم نى، بند بند پیکر اوست‏


هواى آن نیستان در سر اوست‏
دلش را با غریبى، آشنایى‏ست‏

به هم اعضاى او وصل از جدایى‏ست‏
سرش بر نى، تنش در قعر گودال‏

ادب را گه الف گردید، گه دال‏
ره نى، پیچ و خم بسیار دارد

نوایش زیر و بم، بسیار دارد
سرى بر نیزه‏اى، منزل به منزل‏

به همراهش هزاران کاروان دل‏
چگونه پا زِ گل بردارد اشتر

که با خود بارى از سر دارد اشتر؟
گران بارى به محمل بود بر نى‏

نه از سر، بارى از دل بود بر نى‏
چو از جان، پیش پاى عشق سرداد

سرش بر نى، نواى عشق سرداد
به روى نیزه و شیرین زبانى!

عجب نبود ز نى شکّرفشانى‏
اگر نى پرده‏اى دیگر بخواند

نیستان را به آتش مى‏کشاند
سزد گر چشم‏ها در خون نشینند

چو دریا را به روى نیزه بینند
به روى نیزه، سرگردانى عشق!

ز دست عشق در عالم هیاهوست‏
تمام فتنه‏ها زیر سر اوست! 

علی انسانی


امون از دل زینب ،  وای از دل زینب


[ چهارشنبه 87/10/18 ] [ 1:43 صبح ] [ ] [ نظر ]


 یا اباالفضل العبّاس ،
یا لیتنا کنّا معک ، فنفوز فوزاً عظیماً



خدایا شرح غم خواندن ، چه سخت است!


ز داغ لاله پژمردن ، چه سخت است!


نمی دانی که با دست بریده


زپشت اسب افتادن ، چه سخت است!


اگر تیری درون چشم باشد


نمی دانی زمین خوردن ، چه سخت است!


نمی دانی که با چشمان خونین


جمال فاطمه دیدن ، چه سخت است!


کنار علقمه با مشک خالی


ببین شرمنده گردیدن ، چه سخت است!


امون از دل زینب ، وای از دل زینب ...


زینب جان، تازه فهمیدم برای چی داداش حسین فریاد می زد:
...وااای مادرم!!!...



امون از دلت زینب! ، وای از دلت زینب!


[ سه شنبه 87/10/17 ] [ 8:53 عصر ] [ ] [ نظر ]
   1   2   3      >
درباره وبلاگ

بیاد شهدای گمنام!!! برای بچه های تفحص و برای آنهایی که به دنبال گمشده ی خود می گردند هیچ لحظه ای زیباتر از لحظه ی کشف پیکر شهید نیست. اما زیباتر از آن لحظه ای است که زیر نور آفتاب یا چراغ قوه پلاکی بدرخشد. در طلاییه وقتی زمین را می شکافتیم پیکر مطهر شهیدی نمایان شد که همراه او یک دفتر قطور اما کوچک بود ؛ شبیه دفتری که بیشتر مداحان از آن استفاده می کنند. برگ های دفتر به خاطر گل گرفتگی به هم چسبیده بود و باز نمی شد . آن را پاک کردم . به سختی بازش کردم بالای اولین صفحه اش نوشته بود: عمه بیا گمشده پیدا شده!
لینک دوستان
امکانات وب